دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان

متن مرتبط با «مادر زن» در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان نوشته شده است

زندگی

  • نیلوبلاگ

    xa0 اسمش بهنام و او هم زاده کرمانشاه بود.از زندگیش در آلمان میگفت. اولش در حرف زدن دست به عصا بود.وقتی فهمید حس و تجربه مان از زندگی در غربت یکی است، شروع کرد از خاطراتش گفتن. سعی کردم خوب گوش کنم به حرفهایش. بعد از خداحافظی و در مسیر برگشت به هلند و در راه آنچنان مات و مبهوت سرگذشت دوستش مجید شده بودم،که تا رسیدم به منزل، آنچه را که در ذهنم مانده بود،با دو مقایسه از زندگی انسانها در اروپا و ایران، و با کمی تغییرxa0 نوشتم و نامش را " تفاوت " گذاشتم.نیمه اول:صبح زودxa0 بلند شدم و رفتم سر کار. باز...

    ادامه مطلب
  • مادر

  • نیلوبلاگ

    برای مقدس ترین انسانی که شناختم، برای مادر. هر روز خانه را جارو میکشید پوکی استخوانش را قایم میکرد رنگ دکمه های لباسش با هم فرق داشتند. هیچ وقت به المپیک نرفته بود اما یک قهرمان بود....

    ادامه مطلب
  • زن

  • نیلوبلاگ

    كسي چه می داند شاید همین لحظه زني برای مرد سیاست مدارش می رقصد با پیانو می زند و آواز می خواند... و جلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد کسی چه می داند شاید تنها شرط معشوقه ی هیتلر به خاک و خون کشیدن دنیا بود کسی سر از کار زن ها در نمی آورد با سکوتشان شعر می خوانند با لبxa0 هایشان قطع نامه صادر می کنند با موهاشان جنگ می طلبند با چشم هاشان صلح کسیxa0 چه می داند شاید آخرین بازمانده ی دنیا زنی باشد که با شیطان تانگو می رقصد...!! u202b#u200fسیاوش_شمشیری ...

    ادامه مطلب