یه روزی که با خودت کنار میای احتمالاً یه جایی حوالی پنجاه سالگیه، دیگه کم کم با موضوع شکم داشتنت کنار میای و از خیر آب کردنش میگذری، بجای غصه خوردن بخاطر داشتن موهای سفید ، سعی میکنی به این فکر کنی که یه مقدار موی سفید لابلای موهای مشکی جذابتر هم میشه، و از اونجا که هنوز هم کلی موی مشکی داری، حس جوونی رو در خودت زنده نگه میداری،حالا دیگه بیشتر متوجه سلامتیت هستی و از داشتنش خوشحالی، خیلی بیشتر مواظب خودت هستی، به خودت بیشتر میرسی، برای خودت مهم تر میشی،دلت برای دوستانت بیشتر تنگ میشه و خیلی بیش دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان...ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13
هنوز سرخوشیم از آن فریاد با تمام وجود کیانوش رستمی.وقتی زیر وزنه 217 کیلویی فریاد زد ایرااااااااان. قلب کدام ایرانی نلرزید؟ اشک کدام ایرانی نلغزید؟ حتی آنها که گله می کنند از شرایط هم دلشان تنگ شد برای ایران.آنها که وقتی شیر آب چکه می کند قهر می کنند که این مملکت درست شدنی نیست. آنها که فکر می کنند باید رخت و بخت شان را بردارند و بروند به جای دیگر. سرزمین دیگر....حتی آنها که خودخواسته رفتند هم آن لحظه دلشان تنگ شد برای سرزمین مادری. لذت بردند از اینکه ایرانی اند.از اینکه کیانوشی دارند که دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان...ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 15
ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40
ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 50
ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 60