دختر کُرد

خرید بک لینک
امروز لبخندش را دیدم و منهم با او خندیدم. لذتی دارد وقتی شادی کسی را برای حتی لحظه ای هم که شده ببینی. همین چند روز پیش بود که گوشه ای کز کرده بود و غم سنگینی چهره مظلوم و مهربانش را پوشانده بود.غمی که حکایتها با خود داشت. هیجده ساله و از دختران کُرد سوریه بود. غذا نمی خورد و باکسی حرفی نمیزد. با تلاش فراوان و با گروهی از همسن و سالهای خودش٬به تماشای مسابقه فوتبال بردیمش. در آن هیاهوی جمعیت انگار که فقط جسمش حضور داشت و روحش در جایی دوردست سرگردان بود.از دختران زجر کشیده سنجار بود که حکایتشان را شاید در رسانه ها شنیده یا دیده باشید. پدر و مادر و خواهرش را داعشی ها کشته بودند و به همراه گروهی و پیاده خودش را به اروپا رسانده بود. تمام همکارها نگران وضعیت روحی و جسمی اش بودند.بلاخره با همدلی و حمایت دیگر همبختانش٬ امروز لبخندی بر لبان و صورتش نشست که ماهها پیش زنان دلاور کوبانی طعمش را چشیده بودند.

دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان...

ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال می‌کنید

برچسب: دختر کرد,دختر كرد,دختر کرد کوبانی,دختر کرد تک تیرانداز,دختر کرد عکس,دختر کرد مهاباد,دختر کرد قاتل,دختر کرد مهابادی,دختر کرد خوشگل, نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:32

صفحه بندی